درسهایی که باید از بحران آموخت

تاریخ : 19 بهمن 1388


 1-اثر رشد منفی با رشد مثبت یکسان نمی‌باشد
رشد منفی با کاهش سود آوری و پیشی گرفتن رقیبان همراه است و علاوه بر استرس و اضطرابی که تمامی شرکت را در بر می گیرد ، اثرات مخربی نیز بر اعتبار شرکت می‌گذارد  . نکته شاخصی که در خصوص رشد منفی وجود دارد آن است که، بر خلاف رشد مثبت نمی‌توان دلیل اصلی آن را مشخص کرد .به بیان دیگر هنگام پیشرفت نکته خاصی ، شرکت را نسبت به سایر رقیبان متمایز می‌سازد اما در رشد منفی نمی‌توان به آسانی دلایل ضعف را مشخص نمود.
2-هنگام وقوع بحران  اثرات آن بیشتر از چیزیست که شما تصور مینمایید  
هنگام وقوع بحران مشکلات فراوانی در قسمت های مختلف شرکت به وجود می آید که پیش بینی و پیشگیری از آنها بسیار سخت و دشوار می‌باشد. طبیعت سیستماتیک بحران نشان داد که در بسیاری از موارد  مشکلات ناخواسته و زیان‌های مالی پیشبینی نشده ریسک فعالیت در زمان بحران را بسیار افزایش می‌دهند.
3- نیاز مدیریت همراه با ریسک، به قضاوت
UBS به عنوان یکی از بهترین ابزار مدیریت با ریسک مشهور می‌باشد .سرویس جهانی که با استفاده از ریاضیات پیشرفته توانایی مدل سازی سیستمهای اقتصادی را دارا می‌باشد.اما این بانک به عنوان یکی از پرضررترین بانکهای اروپا در زمان بحران تبدیل شد.بر مبنای گزارش مدیر جدید آن مشکل این سیستم ضعف در تحلیل پیچیدگی‌های شرایط نبود ، بلکه عدم ساده بودن و پرسش سوالهای اساسی سیستم را به پاسخ نادرست هدایت کرد.
بر همین مبنا باید هنگام اجرای مدیریت با ریسک هر لحظه به این سوالات پاسخ داد که تا چه میزان می‌توان با شک و تردید کار را پیش برد و خطرات مالی آن در هر مرحله چه اندازه است.
4-مدیریت با غرور  قضاوت را ازبین می‌برد
روسایی که تجربه زیادی دارند در اغلب موارد به انتقادات و هشدارهای کارمندان توجهی نمی‌نمایند. اما  در هنگام وقوع بحران این انتقادات نقش بسیار مهمی دارند و باید به آن‌ها توجه نمود .برای مثال بین سال‌های 2007-  ،2005 Citigroup, Merrill Lynch بیشترین ضرر خود را از سوی مدیران خود که اصرار به سرمایه گزاری با ریسک داشتند متحمل شدند.این در حالی بود که مدیران زیر دست مکررا از آنها خواسته بودند تا ریسک کمتری را در آن شرایط بپذیرند.
منبع: Management - issues

Developed By Yousef Salimpour, Powered By Rojan CMS.